پارت
پارت ۹
ازدواج اجباری با تهیونگ
درخواستی
تهیونگ:کیه
هیون جون:منم رفیق قدیمی
تهیونگ:من هیچ رفاقتی باتو هیج وقت نداشتم
هیون جون:انقدر بداخلاق نباش چون ممکنه شیون و بکشم
تهیونگ:اگه دستت بهش بخوره میکشمت
هیون جون:یکم بدنش و نقاشی میکنم خوبه
تهیونگ:گفتم حق نداری بهش دست بزنی
هیون جون:به این ادرسی که میفرستم میای سوریا رو هم میاری و زنت و تحویل میگیری
و قط کرد
تهیونگ:لعنتی
شوگا:نگران نباش حلش میکنیم
نامجون:فقط قبلش باید خیلی محتاط رفتار کنیم
جیمین:ما و یه سری از فردا نیایم و بقیه هم میذاریم باشن
جیهوپ:شیون و پس میگیریم
تهیونگ:اره درسته
و به جایی که هیون جون گفته بود رفتن اونا وقتی شیون و دیدن که با بدنی خونی روی زمین افتاده و لباساش رنگ خون گرفتن همه خشکشدن
تهیونگ:عو.ضی چیکار باهاش کردی
هیون جون:خوب میشه حالا سوریا رو رد کن بیاد
تهیونگ:باشه
و همین که سوریا رو فرستاد که بره یدفعه سربازا شروع به حمله کردن و اول سوریا کشته شد و بعد تموم افرادشون و جانگ هیون جون سریع تفنگ و برداشت همین که میخواست به تهیونگ شلیک کنه شیون بزور خودش و رسوند و گلوله خورد به شونه شیون که نامجون سریع هیون جون و کشت
تهیونگ:شیون تروخدا بیدار بمون
شیون:ته...تهیونگ
تهیونگ :تموم شد دیگه همه چی تموم تو خوب میشی باشه
و شیون و به بیمارستان بردن و سریع اوناهم برونش اتاق عمل و بعد از ۳ساعت دکتر اومد بیرون
..............
ازدواج اجباری با تهیونگ
درخواستی
تهیونگ:کیه
هیون جون:منم رفیق قدیمی
تهیونگ:من هیچ رفاقتی باتو هیج وقت نداشتم
هیون جون:انقدر بداخلاق نباش چون ممکنه شیون و بکشم
تهیونگ:اگه دستت بهش بخوره میکشمت
هیون جون:یکم بدنش و نقاشی میکنم خوبه
تهیونگ:گفتم حق نداری بهش دست بزنی
هیون جون:به این ادرسی که میفرستم میای سوریا رو هم میاری و زنت و تحویل میگیری
و قط کرد
تهیونگ:لعنتی
شوگا:نگران نباش حلش میکنیم
نامجون:فقط قبلش باید خیلی محتاط رفتار کنیم
جیمین:ما و یه سری از فردا نیایم و بقیه هم میذاریم باشن
جیهوپ:شیون و پس میگیریم
تهیونگ:اره درسته
و به جایی که هیون جون گفته بود رفتن اونا وقتی شیون و دیدن که با بدنی خونی روی زمین افتاده و لباساش رنگ خون گرفتن همه خشکشدن
تهیونگ:عو.ضی چیکار باهاش کردی
هیون جون:خوب میشه حالا سوریا رو رد کن بیاد
تهیونگ:باشه
و همین که سوریا رو فرستاد که بره یدفعه سربازا شروع به حمله کردن و اول سوریا کشته شد و بعد تموم افرادشون و جانگ هیون جون سریع تفنگ و برداشت همین که میخواست به تهیونگ شلیک کنه شیون بزور خودش و رسوند و گلوله خورد به شونه شیون که نامجون سریع هیون جون و کشت
تهیونگ:شیون تروخدا بیدار بمون
شیون:ته...تهیونگ
تهیونگ :تموم شد دیگه همه چی تموم تو خوب میشی باشه
و شیون و به بیمارستان بردن و سریع اوناهم برونش اتاق عمل و بعد از ۳ساعت دکتر اومد بیرون
..............
- ۷.۰k
- ۲۱ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط