باد را سپرده ام
باد را سپرده ام
به وقت هوای بارانی چشم هایش به نسیمی خنک بنوازد گونه های خیسش راتا فراموش کند دلی که چون پنجره ای از آرایش با رنگها سخن میگفت شکست و از یاد ببرد دستی که روزی عاشقانه به آن تکیه میدادکنار گذاشت.
به وقت هوای بارانی چشم هایش به نسیمی خنک بنوازد گونه های خیسش راتا فراموش کند دلی که چون پنجره ای از آرایش با رنگها سخن میگفت شکست و از یاد ببرد دستی که روزی عاشقانه به آن تکیه میدادکنار گذاشت.
- ۲۶۱
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط