فیک رنگ های درد
فیک رنگ های درد
پارت ²⁰
ا.ت:تهیونگ باید این و بدونی که من هیچوقت ترکت نمیکنم
تهیونگ:همه همین و میگن ولی همش دروغه
ا.ت:درکت میکنم تهیونگ تو از خیلی از آدما ضربه خوردی ولی وایستادی و تسلیم نشدی
تهیونگ:همه ی این قوی موندنا باعث شد که دیگه از زندگی لذت نبرم و برام معنایی نداشته باشه
ا.ت:آره چون تو همش احساسات رو درون خودت سرکوب کردی ولی الان میتونی به من بگی
تهیونگ:بهت اعتماد ندارم تو نمیتونی حال من و خوب کنی میدونی این چند روزی که پیشم بودی خیلی دلم خواسته آزارت بدم کاری کنم که نابود شی و بزور جلو خودم و نگه داشتم ولی از همین الان میخوام آزارت بدم کاری کنم که درد بکشی
ا.ت:.......[نقطه نشانه سکوته]
تهیونگ:چیشد چرا زبونت بند اومد موش کوچولو [آخرش و با لحن تحقیر آمیز و صدای بم گفت]
ا.ت:دارم فکر میکنم
تهیونگ:به اینکه چطور میخوام اذیتت کنم؟
ا.ت:شاید....
تهیونگ:هه[نیشخند]
حس میکنم این فیک خیلی مضخرف شده نظر شماچیه؟
لطفا همتون نظرتون و بگین چون خیلی برام مهمه
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
پارت ²⁰
ا.ت:تهیونگ باید این و بدونی که من هیچوقت ترکت نمیکنم
تهیونگ:همه همین و میگن ولی همش دروغه
ا.ت:درکت میکنم تهیونگ تو از خیلی از آدما ضربه خوردی ولی وایستادی و تسلیم نشدی
تهیونگ:همه ی این قوی موندنا باعث شد که دیگه از زندگی لذت نبرم و برام معنایی نداشته باشه
ا.ت:آره چون تو همش احساسات رو درون خودت سرکوب کردی ولی الان میتونی به من بگی
تهیونگ:بهت اعتماد ندارم تو نمیتونی حال من و خوب کنی میدونی این چند روزی که پیشم بودی خیلی دلم خواسته آزارت بدم کاری کنم که نابود شی و بزور جلو خودم و نگه داشتم ولی از همین الان میخوام آزارت بدم کاری کنم که درد بکشی
ا.ت:.......[نقطه نشانه سکوته]
تهیونگ:چیشد چرا زبونت بند اومد موش کوچولو [آخرش و با لحن تحقیر آمیز و صدای بم گفت]
ا.ت:دارم فکر میکنم
تهیونگ:به اینکه چطور میخوام اذیتت کنم؟
ا.ت:شاید....
تهیونگ:هه[نیشخند]
حس میکنم این فیک خیلی مضخرف شده نظر شماچیه؟
لطفا همتون نظرتون و بگین چون خیلی برام مهمه
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
- ۱۲.۵k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط