{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوشش كه جاى ميگيرم عميق تر گناه ميكنم!من اين جهنم را

در آغوشش كه جاى ميگيرم عميق تر گناه ميكنم!من اين جهنم را كه هواى بهشتى دارد با هزاران بهشت خدا كه بى او هواى جهنم دارد عوض نميكنم،او چه ميفهمد حال و روز كسى را كه ديگر هيچ نگاهى دلش را نميلرزاند؟ بارها ميتوانستم مچش را بگيرم اما دستش را محكمتر گرفتم!
دیدگاه ها (۳)

عزيزترين آدماي دنيا مثل قطعه هاي پازل مي مونن، اگه نباشند نه...

چندتاحیوون توعکس می بینین؟؟؟

توكجايي سهراب؟آب را گل كردند،چشمها را بستندوچه بادل كردند
صب...

خاطراتنـه ســر دارنــد و نــه ، تــه ...!بـی هــوا مـی آیــن...

در نیمه های شب پارت دوازدهم(فلش بک زندگی زاندر)

پارت بیست‌ و چهارم | پروازبالاخره به فرودگاه رسیدیم.بعد از ت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

خب بریم 🎀 حالا تقریبا یه روز از اون اتفاق گذشت و دیشب سانزو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط