پارت ۳
پارت ۳
جونگ کوک : الان میتونم ببینمش؟
دکتر : بله حتما ، فقط سعی کنید که زیاد بهش فشار نیاد
جونگ کوک : چشم
بلند شدم و از اتاق دکتر اومدم بیرون و وارد بخش ویژه شدم و دنبال اتاق پرنسسم گشتم
از پرستاری که اونجا بود پرسیدم اتاق ا.ت کجاست و گفت اتاق شماره ی ۲۹
الان جلوی در اتاقش وایساده بودم نفس عمیقی کشیدم و دستگیره رو گرفتم و در رو باز کردم و وارد اتاق شدم
ا.ت رو دیدم که بهش سرم وصل کرده بودن و اروم داشت اشک میریخت سمتش رفتم و اروم گفتم : فدات شم گریه نکن برات خوب نیست
سرش رو سمتم برگردوند و گفت : من که یه آدم بی مصرفم چه فرقی داره
جونگ کوک : نه نه پرنسسم اینطوری فکر نکن تو برای من مهم ترین آدمی
سرم رو پایین انداختم و دستاش رو گرفتم و روشون بوسه ای زدم و گفتم : متاسفم میدونم کاری که کردم اصلا درست نبود
ا.ت : میدونی اصلا چه حسی داشتم اون لحظه ؟ میدونی چقدر قلبم درد گرفته بود ؟ میدونی چقدر سخته که کسی که عاشقشی تو رو نادیده بگیره و با بقیه دخترا گرم بگیره و جلوی همشون تحقیرت کنه ؟
با حرفاش بغضم میگرفت سرم رو بالا آوردم و روی سینش درست همون جایی که قلبش بود رو بوسه ای زدم بعدش پیشونیش ، گونه های سفیدش ، بینی خوش فرمش ، چشمای به رنگ عسلش و لب های صورتیش رو بوسیدم
و آروم زمزمه کردم : ببخشید ، متاسفم ، غلط کردم ( شکستن بغض )
آروم سرم رو روی سینه هاش گذاشتم و شروع کردم به اشک ریختن
ویو ا.ت
با دیدن اشک هاش تعجب کردم
فکر نمیکردم جونگ کوک هیچ وقت به خاطر من گریه کنه
آروم دستم رو سمت موهای مشکی و خوش فرمش بردم و نوازششون کردم
ا.ت : جونگ کوکا بس کن دیگه گریه نکن
سریع سرش رو بالا آورد و هنگام پاک کردن اشکاش گفت : بخشیدیم ؟ ( با ذوق )
ا.ت : هوم
یهو محکم بغلم کرد و داد زد : عاشقتم
آروم دستم رو دور گردنش حلقه کردم و گفتم : منم همینطور
یهو جدی شد و گفت : چرا بعد از سه سال رابطه ای که با هم داریم بهم نگفتی که مشکل قلبی داری ؟
آروم سرم رو پایین انداختم و گفتم : خودم هم چهار ماه پیش فهمیدم و نخواستم بهت بگم ، گفتم شاید ترکم کنی
با دستاش چونم رو گرفت و بالا آورد و توی چشمام نگاه کرد منم متقابل نگاش کردم و گفت : ا.ت من هیچ وقت تو رو ترک نمیکنم چه مشکل قلبی داشته باشی که نداشته باشی
من همیشه دوستت خواهم داشت
لبخند پر رنگی زدم و بوسه ای روی لباش زدم و محکم بغلش کردم و اونم منو توی آغوش گرم و امنش کشید .
پایان .
جونگ کوک : الان میتونم ببینمش؟
دکتر : بله حتما ، فقط سعی کنید که زیاد بهش فشار نیاد
جونگ کوک : چشم
بلند شدم و از اتاق دکتر اومدم بیرون و وارد بخش ویژه شدم و دنبال اتاق پرنسسم گشتم
از پرستاری که اونجا بود پرسیدم اتاق ا.ت کجاست و گفت اتاق شماره ی ۲۹
الان جلوی در اتاقش وایساده بودم نفس عمیقی کشیدم و دستگیره رو گرفتم و در رو باز کردم و وارد اتاق شدم
ا.ت رو دیدم که بهش سرم وصل کرده بودن و اروم داشت اشک میریخت سمتش رفتم و اروم گفتم : فدات شم گریه نکن برات خوب نیست
سرش رو سمتم برگردوند و گفت : من که یه آدم بی مصرفم چه فرقی داره
جونگ کوک : نه نه پرنسسم اینطوری فکر نکن تو برای من مهم ترین آدمی
سرم رو پایین انداختم و دستاش رو گرفتم و روشون بوسه ای زدم و گفتم : متاسفم میدونم کاری که کردم اصلا درست نبود
ا.ت : میدونی اصلا چه حسی داشتم اون لحظه ؟ میدونی چقدر قلبم درد گرفته بود ؟ میدونی چقدر سخته که کسی که عاشقشی تو رو نادیده بگیره و با بقیه دخترا گرم بگیره و جلوی همشون تحقیرت کنه ؟
با حرفاش بغضم میگرفت سرم رو بالا آوردم و روی سینش درست همون جایی که قلبش بود رو بوسه ای زدم بعدش پیشونیش ، گونه های سفیدش ، بینی خوش فرمش ، چشمای به رنگ عسلش و لب های صورتیش رو بوسیدم
و آروم زمزمه کردم : ببخشید ، متاسفم ، غلط کردم ( شکستن بغض )
آروم سرم رو روی سینه هاش گذاشتم و شروع کردم به اشک ریختن
ویو ا.ت
با دیدن اشک هاش تعجب کردم
فکر نمیکردم جونگ کوک هیچ وقت به خاطر من گریه کنه
آروم دستم رو سمت موهای مشکی و خوش فرمش بردم و نوازششون کردم
ا.ت : جونگ کوکا بس کن دیگه گریه نکن
سریع سرش رو بالا آورد و هنگام پاک کردن اشکاش گفت : بخشیدیم ؟ ( با ذوق )
ا.ت : هوم
یهو محکم بغلم کرد و داد زد : عاشقتم
آروم دستم رو دور گردنش حلقه کردم و گفتم : منم همینطور
یهو جدی شد و گفت : چرا بعد از سه سال رابطه ای که با هم داریم بهم نگفتی که مشکل قلبی داری ؟
آروم سرم رو پایین انداختم و گفتم : خودم هم چهار ماه پیش فهمیدم و نخواستم بهت بگم ، گفتم شاید ترکم کنی
با دستاش چونم رو گرفت و بالا آورد و توی چشمام نگاه کرد منم متقابل نگاش کردم و گفت : ا.ت من هیچ وقت تو رو ترک نمیکنم چه مشکل قلبی داشته باشی که نداشته باشی
من همیشه دوستت خواهم داشت
لبخند پر رنگی زدم و بوسه ای روی لباش زدم و محکم بغلش کردم و اونم منو توی آغوش گرم و امنش کشید .
پایان .
- ۳۹۷
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط