{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقممنوعه

#عشق_ممنوعه
#پارت_۳۳

نفس شایان به صورتم میخورد که یهو سرشو برد تو گردنم

ماتم برد

شایان با عصبانیت تو گردنم غرید
_یه بار دیگه بگو پرنسس

باز این پرنسس کوفتی رو گفت

همینجوری پشت سرهم منو بو میکرد

_هلن از چه شامپویی استفاده میکنی

با صدایی که از ته چاه در میومد گفتم:
_چرا؟

_از هر شامپو کوفتی که استفاده میکنی دیگه نکن چون داره دیوونم میکنه یهو دیدی کار دست خودم و خودت دادم

اول متوجه حرفش نشدم ولی بعد که فهمیدم منظورش چیه خجالت زده گر گرفتم و شکی توش نبود که قرمز شده بودم

شروع کرد گردنمو بوسید
همینجوری پشت سر هم می‌بوسید و با حرکت بوسه هاش سمت گوشم رفت و دم گوشم گفت:

_تو دیوونم میکنی هلن دیوونه

بعد لاله گوشمم بوسید و سمت لپم اومد و لپمم بوسید

نمیدونم چرا هیچ غلطی نمی کردم و فقط خشکم زده بود

بعد یهو عقب کشید و به لبام زل زد

_هلن میتونم؟

_قبلا که اجازه نگرفتی الان چرا اجازه میگیری ؟

_قبلا اشتباه کردم
الان میپرسم اجازه دارم ؟

اول خواستم نه بگم اما من سه سال ندیده بودمش و خیلی دلم واسش تنگ شده بود واسه عطرش واسه نگاش واسه بوسیدنش

اما از اونجا که خیلی لجباز بودم کرمم گرفت اذیتش کنم پس

_اگه اجازه ندم چی

شایان خر خری کرد که ...
دیدگاه ها (۴)

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۴شایان خرخری کرد _به نفعته اجازه ندی به ش...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۵بعد این حرفش شروع کرد شلوارم خودشو درآور...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۲تند تند نفس نفس میزدم و همه جارو نگاه می...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۱که یهو افتادم روی شایان و اونم از پشت اف...

part ۱۹_رسیدیم+ممنون ددی _خواهش با تهیونگ از ماشین پیاده شدی...

پارت بیست و دوم(ا/ت)چند ساعتی از رفتن یهویی تهیونگ می‌گذشت ل...

قاتل زنجیره‌ای من ⛓️🩸(۸p)تااینکه تهیونگ بلند شده دستشو گرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط