{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت²³ گوگولی ترین

پارت²³ گوگولی ترین
خلاصه اسم بچه ای هم که داره یونگ جو پسر هست و اسمش جوهیون هست
رسدیم دادگاه و لی مامان بابام خیلی روحیه به من دادن من از اونا ممنونم
دادگاه:خب جوهیون تو دوست داری با مامانت باشی یا بابات
جوهیون:مامانم
دادگاه:اون چجوری باهات رفتار میکنع
جوهیون:اون مهربون ترین مامان دنیاست همیشه منو حاظر میکنه برم مدرسه همیسه هرچی بخوام برام میخره و اون همیشه بهم روحیه میده هروقت که ناراحتم منو تو بغلش فشار میده و من نمیخوام با بابام برم
دادگاه:حکم معلوم شد
دادگاه:ما بچرو میدیم به
دادگاه:مادرش
و جوهیون پرید تو بغل مامانش
یونگجه هم یکم گریه میکرد البته از خوشحالی بود
مین یانگ: هع بچه ی نچسب
ات:درست حرف بزن
یونگجه:بله افرین مامانم خودتی هرزه
و رفتن خونه
یونگجه:دوست دارم مامانی
جوهیون:منم دوست دارم مامانی جونم(بچه ها جوهیون ٩ سالشه)
و خلاصه یونگجه با یکی اشنا میشه و عاشقش میشه اسم پسره شیومین بود و خلاصه اون مرد بهترین بود و شد ناپدری جوهیون البته جوهیون اونو به چشم ناپدری نمیدید بلکه به چشم پدر واقعی میدید
و خلاصه من با اون عروسی کردم و الان خوشبخت ترینیم و اره دیگه
و جوهیونم الان ١٩ سالشه


ادامه رو بعدا میزارم
____________________________________
دیدگاه ها (۰)

پارت ²⁴★گوگولی ترینو الان جوهیون ١٩ سالشه ولی نمیدونیم چرا ب...

بچه ها اینو بخونینن حتماااااببینین فیکم داره بد میشه یا نهچ...

پارت ²²گوگولی ترین🌬️ و اونا به خوبیو خوشی زندگی میکردن که یو...

پارت²¹ گوگولی ترین🌬️خلاصه لباس پوشیدیم(اسلاید دوم لباس ات، ا...

چند پارتی

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

فصل اول پارت اول خلاصه بزارین خودمو معرفی کنم من اتنام اتنا ...

سلام اومدم بگم که از امروز دیگه فعالیت نمیکنم بابام فقط روزی...

خوب خوب چیگرام، میخوام قضیه آرمان رو زر بزنم😂شروع : اسم رمان...

مانهوا | ill be the matriarch in this life

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط