{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از حسادت دل من می سوزد،

از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به کسانی که تو را می بینند!
مثل آن کاسب خوشبخت محل
مثل آن مرد فقیر سر راه
مثل آن همسایه و همکار و رییس
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به محیطی که در اطراف تو هست
مثل ماه و خورشید ،که تو را می نگرند
مثل آن خانه که حجم تو در آن جا جاریست
مثل آن بستر و آن رخت و لباس که ز عطر تو سرشارند
از حسادت دل من می سوزد،
از حسادت به همه اشیایی که سر و کار تو با آن ها هست
مثل آن تلویزیون که تو هر روز دمی چند به آن می نگری
مثل آن گوشی همراه که همراه تو هست
(یاد آن دوره به خیر که تو را می دیدم )!
دیدگاه ها (۱)

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

🦢 پارت پانزدهم | حسادتصبح، لیانا طبق معمول آماده‌ی رفتن به م...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن#قسمت_بیست_و_چهارم اگر من و امثال م...

💕 💕 💕 #قسمت_بیست_و_ششم#چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کنوقتی نامه رو ...

چشمها را بر دریچه ی انتظار پلک نمی زنم.اشکها در بستر گونه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط