{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیشه ای میشکند یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ آن یکی میگ

شیشه ای میشکند یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ آن یکی میگوید شاید این رفع بلاست،دل من سخت شکست، هیچ کس هیچ نگفت، غصه ام را نشنید،از خودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود...؟
دیدگاه ها (۱۴)

ﺧــــــــــــــــــــــﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻣـــــــــﻦﺩﻟﻮﺍﭘ...

روز مرگم چه روز شلوغیست...چه دردآورستهر قدر که نبودی امروز ه...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید. در بهاری روشن از امواج نور. در...

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گرد دادمیزد ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

*.the Law of Violence.*

افتخارات رضاشاه! همه‌چیزهایی که به اسم «افتخارات #رضاشاه » م...

( last minute )

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

فراتر از خویش

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

هوانگگگگگگگ داریییییی چیکار می کنییییی با ماااااا.اسلاید ۱دک...

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط