{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۰

پارت ۳۰
دیا، ارسلان خیلی دوست دارم
ار، منم دوست دارم
دیا، حالا چرا نه لباس هاتو عوض کردی نه چسب زدی
ار، چون میخواستم ببینم چی کار می کنی که دیدم انقد مهربونی که صورتم مو چسب زدی ولی لباسم رو عوض نکردی
دیا، عه پرو نشو
ار، اصلا قهرم
دیا، ای بابا رفتم سمت کمد یه تیشرت با یه شلوارک برداشتم رفتم کنارش پشتش به من بود گفتم ارسلان پاشو
ار، برو من باهات قهرم
دیا، میخوام لباست رو عوض کنم
ار، هیییی ... مثلا ذوق کرد ...
دیا، خوب حداقل این لباس هایی که تنت هست رو درآر
ار، تو درآر
دیا، لباس هاش رو درآوردم لباس راحتی هارو تنش کردم
ار، آخيش مرسی عشقم حالا اجازه میدید برای تشکر ببوسمت
دیا، آره
ار، لبو گذاشتم رو لباش و میخوردم
دیا، منم همراهی میکردم
ار، ده دقیقه بود که داشتیم لبای هم رو می‌خوردیم که دیانا نفس کم اورد
خوبی دیانام
دیا، آره خوبم
ارسی
ار، جانم
دیا، میجه بلام آب بیالی همینجوری بخونیدمثلا لوس کرده
ار، آره نفسم رفتم براش آب اوردم
دیا، مرسی
ار، خواهش میکنم
ار، بخوابیم
دیا، آره شبت بخیر عزیز دلم
ار، شبت بخیر کوچولوی من
خوب بود دوست داشتید
مرسی از حمایت هاتون دوستون دارم 🥰
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳۱ فردا صبح دیا، پاشدم دیدم ساعت ۱۰ روی ارسلان پتو اندا...

پارت ۳۲ ار، آروم آروم موهاش و شونه میکردم و لذت میبردم شونه...

پارت ۲۰دیا، آروم جوری که بیدار نشه داشتم خون رو پاک می‌کردم ...

پارت ۲۸ دیا، بریم ار، بریم فقط من برم دستشویی بیام باشه دی...

p11✔☄︎☄︎☄︎☄︎☄︎ بیو ویلیام یا اون بوسه دوباره دله منو برد و و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط