امشب قراره با فانتزی های جدیدم اشنا شی لیتل گرل
امشب قراره با فانتزی های جدیدم اشنا شی لیتل گرل ..
روی کاناپه دراز کشیده بودی و توی گوشیت میگشتی ، همینطور که توی اکسپلورت بودی ، کلیپی اومد که توهم طبق معمول مشغول دیدنش شدی .. بعد از اتمامش ، حالیتت عوض شد ، بدنت داغ شده بود و بعد از گذشت هر دقیقه بدتر و بدتر میشد ، نمیخاستی قبول کنی اما دیگه کار از کار گذشته بود ، حالت خیلی بد شده بود و فقط یک نفر میتونست کمکت کنه اما تو هیچ جوره حاضر نبودی بهش بگی ..
حدود نیم ساعتی گذشت ، داشتی با خودت کلنجار میرفتی که چیکار کنی ، همه کار کرده بودی اما باز هم اروم نشده بودی ، گوش دادن موزیک ، نوشیدن اب ، گرفتن دوش .. هیچ کدوم کمکی بهت نکرده بودن ، دیگه هم نمیتونستی تحمل کنی ، پس تصمیم گرفتی که مشکلت رو با همسرت هم به اشتراک بذاری تا بتونه بهت کمک کنه ..
به ارومی وارد اتاق مشترکتون شدی ، به سمت همسرت که روی تخت دراز کشیده بود و سرگرم با گوشیش بود رفتی .. کنار تخت نشستی و خیلی اروم شروع به صحبت کردی :
+ چانیا
_ جانم ؟
+ عامم ی مشکلی پیش اومده
_ چیشده ؟ دل دردی ؟ حالت تهوع داری ؟ پریود شدی ؟ سر دردی ؟
+ چانیااا صبر کن حرف بزنم خب
_ ببخشید عزیزم ، چیشده ؟
+ م من ، ب بهت نیاز دارم
_ چی ؟
+ یااا میدونی که گفتنش برام سختهه ازم میخای دوباره تکرارش کنمم ؟؟
_ ببخشید دارلینگ فقط یکم تعجب کردم
سکوت کردی که از جاش بلند شد و اومد کنارت ، با دستش موهات رو کنار زد و سرش رو توی گردنت فرو برد ، نفسی عمیق کشید و عطر بدنت رو وارد ریه هاش کرد ..
_ پس دختر کوچولوی من بهم نیاز داره ؟
لبش رو روی گردنت قرار داد و بوسه های ریزی روی گردن خوشبو و سفید رنگت زد ، بعد از چند ثانیه بوسه های ریزش تبدیل شدن به بوسه های خیس و عمیقی که مطمئن بودی جاشون تا ی هفته روی گردنت میمونه .. انقدر دردناک بودن که صدای ناله هات در اومده بود ..
_ ناله که چیزی نیست ، کاری میکنم از لذت چیق بزنی گرل
دستش رو روی انهنای بدنت میکشید و جاهای خصوصی بدنت رو لمس میکرد ، سعی داشت تورو بیشتر تشنه ی خودش کنه ، این کار لذت عجیبی براش به ارمغان میاورد .. در همین حین که بدنت کاملا در اختیارش بود لباش رو روی لبات قرار داد و شروع کرد به بوسیدنت ، محکم و قوی میبوسیدت انگار سالها بود تشنه لبات بود ، در همین حین درازت کرد روی تخت و بعد از چند دقیقه بوسیدن بلخره ازت دلکند و دم گوشت طوری که مورمورت بشه گفت :
_ امشب قراره با فانتزی های جدیدم اشنا شی لیتل گرل
و بلههه خدایا منو ببخش ، درخواستی بوددد
مرسی که با لایک و کامنتاتون بهم انرژی میدین قشنگام ..:)))
روی کاناپه دراز کشیده بودی و توی گوشیت میگشتی ، همینطور که توی اکسپلورت بودی ، کلیپی اومد که توهم طبق معمول مشغول دیدنش شدی .. بعد از اتمامش ، حالیتت عوض شد ، بدنت داغ شده بود و بعد از گذشت هر دقیقه بدتر و بدتر میشد ، نمیخاستی قبول کنی اما دیگه کار از کار گذشته بود ، حالت خیلی بد شده بود و فقط یک نفر میتونست کمکت کنه اما تو هیچ جوره حاضر نبودی بهش بگی ..
حدود نیم ساعتی گذشت ، داشتی با خودت کلنجار میرفتی که چیکار کنی ، همه کار کرده بودی اما باز هم اروم نشده بودی ، گوش دادن موزیک ، نوشیدن اب ، گرفتن دوش .. هیچ کدوم کمکی بهت نکرده بودن ، دیگه هم نمیتونستی تحمل کنی ، پس تصمیم گرفتی که مشکلت رو با همسرت هم به اشتراک بذاری تا بتونه بهت کمک کنه ..
به ارومی وارد اتاق مشترکتون شدی ، به سمت همسرت که روی تخت دراز کشیده بود و سرگرم با گوشیش بود رفتی .. کنار تخت نشستی و خیلی اروم شروع به صحبت کردی :
+ چانیا
_ جانم ؟
+ عامم ی مشکلی پیش اومده
_ چیشده ؟ دل دردی ؟ حالت تهوع داری ؟ پریود شدی ؟ سر دردی ؟
+ چانیااا صبر کن حرف بزنم خب
_ ببخشید عزیزم ، چیشده ؟
+ م من ، ب بهت نیاز دارم
_ چی ؟
+ یااا میدونی که گفتنش برام سختهه ازم میخای دوباره تکرارش کنمم ؟؟
_ ببخشید دارلینگ فقط یکم تعجب کردم
سکوت کردی که از جاش بلند شد و اومد کنارت ، با دستش موهات رو کنار زد و سرش رو توی گردنت فرو برد ، نفسی عمیق کشید و عطر بدنت رو وارد ریه هاش کرد ..
_ پس دختر کوچولوی من بهم نیاز داره ؟
لبش رو روی گردنت قرار داد و بوسه های ریزی روی گردن خوشبو و سفید رنگت زد ، بعد از چند ثانیه بوسه های ریزش تبدیل شدن به بوسه های خیس و عمیقی که مطمئن بودی جاشون تا ی هفته روی گردنت میمونه .. انقدر دردناک بودن که صدای ناله هات در اومده بود ..
_ ناله که چیزی نیست ، کاری میکنم از لذت چیق بزنی گرل
دستش رو روی انهنای بدنت میکشید و جاهای خصوصی بدنت رو لمس میکرد ، سعی داشت تورو بیشتر تشنه ی خودش کنه ، این کار لذت عجیبی براش به ارمغان میاورد .. در همین حین که بدنت کاملا در اختیارش بود لباش رو روی لبات قرار داد و شروع کرد به بوسیدنت ، محکم و قوی میبوسیدت انگار سالها بود تشنه لبات بود ، در همین حین درازت کرد روی تخت و بعد از چند دقیقه بوسیدن بلخره ازت دلکند و دم گوشت طوری که مورمورت بشه گفت :
_ امشب قراره با فانتزی های جدیدم اشنا شی لیتل گرل
و بلههه خدایا منو ببخش ، درخواستی بوددد
مرسی که با لایک و کامنتاتون بهم انرژی میدین قشنگام ..:)))
- ۲۶.۲k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط