ادامه پارت آخر

ادامه پارت آخر
-پس بریم خونھ؟
لبخندی زدم و گفتم: بریم￾
بھ خونھ اش کھ رسیدیم، رفت دوش بگیره و منم رفتم حموم و یکی از لباس ھای چان رو
پوشیدم
با لحن لوسی گفتم: این برام گشاااده
دستم رو کشید و انداخت روی تخت و گفت: اشکال نداره زیاد قرار نیست تنت باشھ
خواست بیاد پیشم کھ گوشیش زنگ خورد و من زدم زیر خنده
کلافھ و با حرص دستی توی موھاش کشید و گفت: این تلفن مهمه، جایی نرو تا برگردم
و از اتاق خارج شد
داد زدم : آخھ کجا برم دیوونھ.
پایان.
قشنگ بود؟؟،
دیدگاه ها (۵)

#مافیای_من P:27(ویو ا.ت)گوشامو تیز کردم و سعی کردم بفهمم که ...

#مافیای_من P:28(ویو ا.ت)فلیکس هم مثل من اهمیتی به نگاه های خ...

#جزیره پارت اخرخواست پایین بره کھ صدای ھلیکوپتر اومد و دوبار...

#مافیای_من P:26(ویو ا.ت)صبح با تابش نور شدید خورشید چشمامو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط