{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

mortezamotaghian 80863592

دیدگاه ها (۰)

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

اقای متقیان،این صفحه را چند بار خواندم. به نظر من این یکی از...

اقای متقیان،این بار که صفحات ۵۷ تا ۶۰ را یکجا خواندم، دقیقاً...

به چشمانش نگاه کردم گریه بود  ولی غرورش باعث میشد  پنهان کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط