{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کر

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی
دیدگاه ها (۲۲)

بی تو من در همه شهر غریبمبی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدا...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

جه قانون نا عادلانه ای! برای شروع یک رابطه هردو طرف...

هیچ زنی را نباید کم دوست داشت . . .یک زن را یا باید دیوانه و...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط