ی روزایی میشه دلت خیلی میگیره ی شبایی که از غم خواب به چش
ی روزایی میشه دلت خیلی میگیره ی شبایی که از غم خواب به چشمات نمیاد
ی وقتایی حس میکنی بین زمین واسمون هیچ جایی نداری
ی غروبایی دلت هوای پرواز داره اما زنجیر تنت خیلی سنگینه
ی وقتایی از الف بگیری تا ی همه چی اونو یادت میاره
حتی ایینه ای که توش نگاه میکنی
دلت میخواد بمیری اما وقتی فکر میکنی میبینی اون نیست ومردن چه فاییده ای داره وقتی برای اون نمیمیری....
ی وقتایی حس میکنی بین زمین واسمون هیچ جایی نداری
ی غروبایی دلت هوای پرواز داره اما زنجیر تنت خیلی سنگینه
ی وقتایی از الف بگیری تا ی همه چی اونو یادت میاره
حتی ایینه ای که توش نگاه میکنی
دلت میخواد بمیری اما وقتی فکر میکنی میبینی اون نیست ومردن چه فاییده ای داره وقتی برای اون نمیمیری....
- ۴.۹k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط