{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی روزایی میشه دلت خیلی میگیره ی شبایی که از غم خواب به چش

ی روزایی میشه دلت خیلی میگیره ی شبایی که از غم خواب به چشمات نمیاد
ی وقتایی حس میکنی بین زمین واسمون هیچ جایی نداری
ی غروبایی دلت هوای پرواز داره اما زنجیر تنت خیلی سنگینه
ی وقتایی از الف بگیری تا ی همه چی اونو یادت میاره
حتی ایینه ای که توش نگاه میکنی
دلت میخواد بمیری اما وقتی فکر میکنی میبینی اون نیست ومردن چه فاییده ای داره وقتی برای اون نمیمیری....
دیدگاه ها (۵)

P⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

part4 «پوزش بابت تأخییر » که همهشون به من نگاه کردم و من گ...

★彡   Part 16 彡★ زمزمه ی آرومش تو گوشیم پیچید: ببخشید"چی؟""یه...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط