{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی :

گفتی :

درست مثل بچه ها دائم باید مراقب تو بود

در این هوای سرد، زیر باران ، بدون چتر!

و سرزنش کنان ، بافتنی ات را به زور تنم کردی

خوبِ من

تو هیچ وقت نفهمیدی

تمام تب و لرز آن چند روزه را به جان خریدم

برای پوشیدن آن بافتنی که بوی عطر تن تو را داشت

زنده باد سرما خوردگی ..........
دیدگاه ها (۱)

دست من نیست گر از باغِ دلت ، خوشه ی عشق تو را میچینم یا ا...

من اگر روح پريشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازي د...

شعر دوران کودکی باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خ...

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریکی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط