{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تاکسی خواستم به راننده بگم اگه میتونید من و یکم جلوتر

تو تاکسی خواستم به راننده بگم اگه میتونید من و یکم جلوتر پیاده کن
گفتم اگه میتونی من و پیاده کن, راننده هم فکرکرد دعوا دارم
زد کنار گفت :کی باشی پیاده نشی جوجه
منم دیدم پیاده روی برا سلامتی خوبه پیاده شدم!!!
چیه؟ حتما باس کتک میخوردم...
دیدگاه ها (۱)

هیچکس نمیفهمه که چه دردی داره وقتی به عشقت میگی دوستت دارم ب...

همیشه میگن پیداکردن یه دوست خوب خیلی سخته اما من باورم نمیشد...

خوشبختی ما در۳چیزه :تجربه از دیروز-استفاده از امروز-امیدبه ف...

هیچکس نمیفهمه که چه دردی داره وقتی به عشقت میگی دوستت دارم ب...

داستان زندگی منپارت:18+بعد رفتن شوگا یکم دیگه نوشیدنی خوردیم...

بسم الله الرحمن الرحیم رمان/بلولاکرمان/مایکل کایزررمان/معجزه...

پارت۴۱ قمار یا زندگی

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

پارت ۲۱

شاهزاده دوست داشتنی من

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

پارت/2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط