Funny & Fierce
Funny & Fierce
Part 25
آهان فهمیدم. توی هواپیما دیدمش. اونم همراه ما از کره اومده اینجا
••اقای پارک میدونید که با ترک کردن کنفرانس چه چیزی در انتظارتونه درسته؟
_بله برای همین الان اینجام
••پس من اعضای هیئت مدیره رو جمع میکنم
_ممنون(دستشو گذاشت روی شونه منشیش)
این دیگه چه کاریه. این حد از صمیمیت با منشی زیادی نیست؟
+نمیخوای داخل دفترتو بهم نشون بدی؟
_چرا، تو برو داخل منم میام
+باشه
به خاطر این کارش ازش عصبانی بودم. دست به سینه شدم و با شونم جیمین رو کنار زدم و وارد دفترش شدم
_خانم شین لطفاً نیم ساعت دیگه هیئت مدیره رو جمع کن
••باشه
جیمین هم اومد داخل
_چیزی شده؟ انگار ناراحتی
+نه ولی به نظرت به عنوان یه مرد متاهل، زیادی با منشیت صمیمانه رفتار نمیکنی؟
_(خنده)
+میشه بگی دقیقا کجای حرفم خندهدار بود؟
_معذرت میخوام(جلو خودشو گرفته)
میدونم در این مورد عجیب رفتار کردم ولی دست خودم نیست. فکر کنم منم یه حسایی بهش دارم ولی هنوز مطمئن نیستم
+من جدی بودم. تو داری توی رفتارت با اون زیادهروی میکنی
_داری حسودی میکنی؟(نیشخند)
+معلومه که نه. من فقط به خاطر این گفتم که برای بقیه سوءتفاهمی نشه(با غرور)
(ویو جیمین)
معلوم بود که داره دروغ میگه و جلوی خودشو میگیره. فکر کنم یه چیزایی درمورد احساساتش فهمیده
نمیتونم بیشتر از این صبر کنم. دیگه نمیتونم جلوی احساساتم رو بگیرم. با نزدیک تر شدن بهش گفتم.....
_باشه از این به بعد بیشتر مراقب رفتارم هستم. راضی شدی؟
+هی حالت خوبه؟ داری غیر عادی رفتار میکنی
_اره خوبم(نزدیک تر)
انقدر بهش نزدیک شدم که افتاد روی صندلیم. منم روش خیمه زدم.....
شرط برای پارت بعدی : ۱۵ لایک و ۲۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
Part 25
آهان فهمیدم. توی هواپیما دیدمش. اونم همراه ما از کره اومده اینجا
••اقای پارک میدونید که با ترک کردن کنفرانس چه چیزی در انتظارتونه درسته؟
_بله برای همین الان اینجام
••پس من اعضای هیئت مدیره رو جمع میکنم
_ممنون(دستشو گذاشت روی شونه منشیش)
این دیگه چه کاریه. این حد از صمیمیت با منشی زیادی نیست؟
+نمیخوای داخل دفترتو بهم نشون بدی؟
_چرا، تو برو داخل منم میام
+باشه
به خاطر این کارش ازش عصبانی بودم. دست به سینه شدم و با شونم جیمین رو کنار زدم و وارد دفترش شدم
_خانم شین لطفاً نیم ساعت دیگه هیئت مدیره رو جمع کن
••باشه
جیمین هم اومد داخل
_چیزی شده؟ انگار ناراحتی
+نه ولی به نظرت به عنوان یه مرد متاهل، زیادی با منشیت صمیمانه رفتار نمیکنی؟
_(خنده)
+میشه بگی دقیقا کجای حرفم خندهدار بود؟
_معذرت میخوام(جلو خودشو گرفته)
میدونم در این مورد عجیب رفتار کردم ولی دست خودم نیست. فکر کنم منم یه حسایی بهش دارم ولی هنوز مطمئن نیستم
+من جدی بودم. تو داری توی رفتارت با اون زیادهروی میکنی
_داری حسودی میکنی؟(نیشخند)
+معلومه که نه. من فقط به خاطر این گفتم که برای بقیه سوءتفاهمی نشه(با غرور)
(ویو جیمین)
معلوم بود که داره دروغ میگه و جلوی خودشو میگیره. فکر کنم یه چیزایی درمورد احساساتش فهمیده
نمیتونم بیشتر از این صبر کنم. دیگه نمیتونم جلوی احساساتم رو بگیرم. با نزدیک تر شدن بهش گفتم.....
_باشه از این به بعد بیشتر مراقب رفتارم هستم. راضی شدی؟
+هی حالت خوبه؟ داری غیر عادی رفتار میکنی
_اره خوبم(نزدیک تر)
انقدر بهش نزدیک شدم که افتاد روی صندلیم. منم روش خیمه زدم.....
شرط برای پارت بعدی : ۱۵ لایک و ۲۰ کامنت
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
- ۱۸.۸k
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط