هنوز گوشم از گفتگوی بی گریهمان گرم بود...
هنوز گوشم از گفتگوی بی گریهمان گرم بود...
از جایم بلند شدم...
پنجره را باز کردم...
و دیدم زندگی هم هراز گاهی زیباست !
شنیدم که کلاغ دیوارنشین حیاط
چه صدای قشنگی دارد !
فهمیدم که بیهوده به جنون مجنون میخندیدم !
فهیدم که عشق ،
آسمان روشنی دارد !
رو به روی عکسِ سیاه و سفید تو ایستادم ،
دستهایم را به وسعت«دوستت میدارم» باز کردم ،
و جهان را در آغوش گرفتم....
از جایم بلند شدم...
پنجره را باز کردم...
و دیدم زندگی هم هراز گاهی زیباست !
شنیدم که کلاغ دیوارنشین حیاط
چه صدای قشنگی دارد !
فهمیدم که بیهوده به جنون مجنون میخندیدم !
فهیدم که عشق ،
آسمان روشنی دارد !
رو به روی عکسِ سیاه و سفید تو ایستادم ،
دستهایم را به وسعت«دوستت میدارم» باز کردم ،
و جهان را در آغوش گرفتم....
- ۱.۳k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط