{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرور گفت "غیر ممکن است"

غرور گفت "غیر ممکن است"
تجربه گفت "خطرناک است"
عقل گفت "بیهوده است"
اما
دل زمزمه کرد "امتحانش کن"
من زمزمه کردم"تو دهنتو ببند لطفن"
دیدگاه ها (۱)

طرفداراش کجان؟؟؟؟

منم ی زمانی داشتم

با گوشیت چیکار کردی که هر چی زنگ میزنم میگه: مشترک مورد نظر ...

آقا همسایمون شب زنگ زده میگه :داداش رمز مودم وایرلس رو عوض ک...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جیه...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 127・⁠]⁠ᕗمن مال جونگکوکم تا ه...

[پارت۲]لونا آروم به هوش اومدچیزی جز تاریکی ندیدمثل کصخلا خند...

روباه کوچولوی من پارت چهار 🫢꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق @وی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_62+خانوم خانوما خریدای خوشگل...

📖 آکادمی آستریاپارت هفتم | «نامی که نباید گفته می‌شد»بعد از ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط