{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی بودی و افتادی بجانم آتشک

آتشی بودی و افتادی بجانم آتشک
مثل چاقویی که رفت تا استخوانم آتشک
آن لبان آتشینت را بیاور تا بسوزم بیشتر
جرعه ای از شهد شیرینت بریز روی لبانم آتشک
#اریو_موسوی
دیدگاه ها (۰)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

بهار بدون تو

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

لبت زندان و لبهایم شد احضارکه گیرد بوسه های داغ و ...

بهرام:خدایا…درد هم اندازه‌ای داره.نمی‌شه دردِ یک میلیون نفر ...

به در خانه ی تو آمده بودم نگراننفسم بند شد از شدت شوق ...

به در خانه ی تو آمده بودم نگراننفسم بند شد از شدت شوق ...

شراب سرخ پارت ۲۴🍷ا.ت فین فینی کرد و با صدای لرزان گفت: اره د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط