{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از در بالا رفتم

از در بالا رفتم
پله ها را باز کردم
لباس خوابم را خواندم
و دکمه های دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم
و چراغ خواب را روی سرم کشیدم!
آخ...از دیشب که مرا بوسید
همه چیز را قاطی کرده ام...!

#رومن_لنسکی
دیدگاه ها (۴)

پروردگارم!قاضی توییکمک کن هیچ وقت قضاوت نکنیم ...خوب یاد گرف...

دیشب ...کسی مزاحم خواب شما نبود ؟آیا زنی غریبه ...در این کوچ...

ایکاشدلیل شب بیداری هایم...بودنت بودن نبودنت

نیا کوچکتر از آن است که گمشده ای را در آن یافته باشیهیچکس ای...

رمان تهیونگ

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۱۸ات ویو وقتی کوک رفت به سمت در...

اعتماد پارت|۷۹|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط