{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقی دستشوگذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسید:توقویتری یامن,

رفیقی دستشوگذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسید:توقویتری یامن,رفیق گفت من.رفیق بادلی گرفته دستشوازشونه رفیقش برداشت ودوقدم دورتررفت وباز پرسید:توقویتری یامن؟اوگفت تو,رفیقش گفت چرانظرت عوض شد؟جواب داد وقتی دستت روشونه ام بود حس میکردم دنیا پشتمه....
دیدگاه ها (۱)

♠خاص من ببین گوش کن ↓ ♣♣ وقتی صدات میکنم ♠♠ نگو هان؟بعله؟ د...

خیلی سخته!ببینی کسی که تو دنیاتو واسش ویرون کردیداره دنیای ...

ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻢ :ﻣﺎﻣﺎﺍﺍﺍﺍﻥ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﺮﺩﯼ؟............ﻣﯿﮕ...

وقتی پیام نمیدم خیال نکن بی خیال تو و روزگارتم،توفکرتم،به یا...

پارت ۱۹۶

رمان تهیونگ

پارت 10: خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 4ات: نه..... نه.. نکن دورشو ازم جیمی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۵ | «سؤالی که جواب نداشت» ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

سناریو

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط