{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد
شبی نبوده که بی غم سحر شود ای داد

شب، آستان نیاز من و غریبی‌هاست
همیشه مانده در این شب به سینه‌ام فریاد

مرا که بی‌کسم اما در این غریبی‌ها
همیشه لغزشِ اشکی نوازشم می‌داد

پرندهٔ قفسم مبتلا به عشق و جنون
خدا نخواست که باشم در آسمان آزاد

اگر که شب برود یا سپیده باز آید
قسم به شب به سکوتش نمی‌روی از یاد

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد شبی نبوده که بی غم سحر شو...

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد شبی نبوده که بی غم سحر شو...

دوباره شب شد و چشمم بر آسمان افتاد شبی نبوده که بی غم سحر شو...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

نصرت الله مسعودی

شب قراریست که ستاره برای بوسیدن ماه میگذاردوچه زیباست شرم زم...

رمضان آخر رمضان آخر براي علي (ع ) صفاي ديگري داشت و براي اهل...

محمود نائل شاعر خرمشهری

خالده فروغ

پیامک های شهادت امام جعفر صادق (ع)مولا جان! قسم به بقیع! قسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط