{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☜مَـــــــــــــــن...

☜مَـــــــــــــــن...
تو زندگــے یه وَقتایــے حاضرجوابی کردم??•••
یه وَقتایــے با کســے ساختم??•••
یه وَقتایــے پروبازی درآوردم??•••
یه وَقتایــے بخشیدم??•••
یه وَقتایــے عاشق یه بی ارزش شدم✘•••
یه وَقتایــے افتادم??•••
یه وَقتایــے توبیداری کابوس دیدم⚡•••
یه وَقتایــے ضربه خوردم??•••
یه وَقتایــے تو تنهایــے مُـردَم ⬛•••
حالا باید بگــــــــم??
من از تــمــوم اینا درس یـاد گرفتم❗✔
حالا خوشحالم که خودمم❗✔
خلاصه بگم باخودت نگو طفلی کسی رو نداره❗✘
تنهام چون دیگه به عشق اعتقاد ندارم❗✔
به خودم افتخارمیکنم....
•••مَـــــــــن خودَمَــــم•••
??مغرور ، ساده ،مهربون....!!!
دیدگاه ها (۶)

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت هفدهم"ویو جیمین"*ماشینو جلوی خونه‌ی بچه ها نگه داشتم. ز...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط