{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی کردن با مردم این شهر مثل دویدن در گله اسب هاست..تا

زندگی کردن با مردم این شهر مثل دویدن در گله اسب هاست..تا میتازی با تو میتازن..زمین که میخوری انهایی که جلو رفتن هرگز برای تو باز نمیگردند..و آنهایی که عقب بوده به داغ روز هایی که میتاختی تو را لگد مال خواهند کرد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹ — یک اتفاق سادهچند روز دیگه هم گذشت.یورا کم‌کم داشت ب...

🖤 پارت ۴۲ | «حریف»در انتهای سالن باز شد.پدر لانا وارد شد.این...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط