{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۸:یک برنامه ریزی نسبتا کوچک

پارت ۲۸:یک برنامه ریزی نسبتا کوچک
(Rose)
یوجین و سولار، هردو کنار هم و دلین و جیمین هردو، روی یک مبل تک نفره، نشسته بودن.
هرکس فاز عجیبی به خودش گرفته بود.
"تهیونگ، الان چیکار میکنه؟"
سولاری نگاهی خطرناک به جیمین و نقشه های مرگ بارش کرد.
"میاد"
معلومه که میاد. اون حالا از آدم های مهم لس آنجلسه.
"وایییی"
داد سولار کل عمارت رو گرفت. کنار یوجین روی مبل، ولو شد. سرش روی پای یوجین بود و پاهای خودش، از مبل آویزون شده بود. یوجین شروع به نوازش موهای شلخته اش کرد.
دلین دمنوشی رو جلوی میز سولار و یوجین گذاشت.
"بیا. فکر کنم تو بیشتر از من بهش نیاز داری"
فقط لب زد.
"ممنون"
جیمین که انگار به هیجان نیاز داشت بحث رو دوباره به دور اصلی رسوند.
"پس همگی پس فردا شب، توی کاخ ایزابل هستیم. لازم به یادآوری که نیست؟"
"می بینمت"
یوجین سری تکون داد و جیمین راهی شد.
بلافاصله دلین به سولار نگاه کرد.
آنقدر سریع که مطمئنا عضلات گردنش شکست.
با چشم های درشت که نه توی آنها موج میزد خیره به سولار گفت.
"تو که نمی خوای بری، مگه نه؟"
"میریم"
ما، میریم.
این جمع بستن ها، سولار رو یاد چه خاطره ای مینداخت؟
ما.
~~~~~~~~~~
مهمانی ایزابلا:
بزرگ ترین مهمانی لس آنجلس که هرسال در کاخ ایزابل برگزار میشود. مهم ترین و ثروتمندترین های لس آنجلس در مهمانی سالانه حضور پیدا می کنند. هرسال در این میهمانی، شخصی به عنوان نامزد ریاست لس آنجلس، منصوب می شود. این شخص، جزو والامقام های لس آنجلس محسوب می شود و انتخابش بر عهده ی ایزابل، دختر لوکاس وودبک(میزبان کاخ ایزابل) می باشد.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۹:زیبایی سکوت(یوجین)هنوز هم شک دارم سولار بابت حرف های...

پارت ۳۰:بیایید به دنیای کودکان سلامی کنیم(سونگ آه)با خشم شان...

پارت ۲۷:آشفته خاطر(سولار)آییی. آییییی.لال بشین الهی.بالا سر ...

پارت ۲۶:برای تو(Rose)تهیونگ میدونست که با رفتار های الانش سو...

پارت چهاردهم:دوره ی بارداری(Rose)مدتی از رفتن جونگ کوک می گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط