میدانی؟؟!!
میدانی؟؟!!
امروز خدایم به من اینگونه گفت:
با من که باشی؛
همه جا رنگین است
و طلوع صبحی دیگر را خواهی دید،
تو لبانت را کمی تکان بده
من برایت خندانش میکنم،
دستانت را به من بده
آن وقت من برایت گرمش میکنم،
پاهایت را به من بسپار
آنوقت میبینی که چطور پله های ترقی را یک به یک طی میکنی،
تو فقط با من باش...
امروز خدایم به من اینگونه گفت:
با من که باشی؛
همه جا رنگین است
و طلوع صبحی دیگر را خواهی دید،
تو لبانت را کمی تکان بده
من برایت خندانش میکنم،
دستانت را به من بده
آن وقت من برایت گرمش میکنم،
پاهایت را به من بسپار
آنوقت میبینی که چطور پله های ترقی را یک به یک طی میکنی،
تو فقط با من باش...
- ۴۴۳
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط