{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم
من سکوتی بی هدف بودم ولی غوغا شدم
دست تقدیر غزل با دل هم آوایی نمود
تا که از شیرینی لب بوسه ات معنا شدم
من پر از شعرم که شورت در درون انداختی
با نگاه مست تو همسو و هم آوا شدم
سر بر آن بالین مهرت می گذارم ؛ خوب من!
تا ببینی من چگونه مست و بی پروا شدم
در پریدن های عشق از بلبل شیدا بپرس
تا بگوید از چه رویی با تو من تنها شدم
من که خود در بام تو مست و غزلخوانم هنوز
در پس شعر و غزل، آواره ی رویا شدم
دیدگاه ها (۱۲)

از کوچه ی زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستم...

هستی‌ام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم باخبر باش که بعد از تو ...

ارگ بم بودی و با خشت تنم ساختمتمثل یک پرچم ِ افتاده، بر افرا...

ساده و بیجان به چشمانم نگاهی کرد و رفتروح و جان را او اسیر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط