{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم
من سکوتی بی هدف بودم ولی غوغا شدم

دست تقدیر غزل با دل هم آوایی نمود
تا که از شیرینی لب بوسه ات معنا شدم

من پر از شعرم که شورت در درون انداختی
با نگاه مست تو همسو و هم آوا شدم

سر بر آن بالین مهرت می گذارم ؛ خوب من!
تا ببینی من چگونه؟ مست و بی پروا شدم

در پریدن های عشق از بلبل شیدا بپرس
تا بگوید از چه رویی؟ با تو من تنها شدم
من که خود در بام تو مست و غزلخوانم هنوز
در پس شعر و غزل، آواره ی رویا شدم
دیدگاه ها (۲)

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مردعشقِ او قصه ی فردای خلا...

دزدیده ام هر شب خودم را از صدایتتا پر نگیرم چون کبوتر در هوا...

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد ...اشک ریزانِ دعا، دست به ...

معشوق ِ من،به سبک خودم می نویسم اتباخون ِ دل،بدون ِ قلم می ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط