اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۸۹
[ویو جونگ کوک]
واقعا عصبی بودم چرا نابی همچی به من نمی گه
چرا با هیونگ سو در دل می کنه؟
من چی می خوام بهم تکیه کنه ولی اون ازم فاصله می گیره
با افکار بهم ریخته خوابیدم
صبح زود بلند شدم رفتم دنبال نابی سعی کردم
عصبانیتم نشون ندم ولی اصلأ نمی شد
وقتی دیدمش دلم می خواست تمام سوالایی که دارم ازش بپرسم ولی نشد
یعنی من براش چیم
سوار ماشین شدیم..
رفتارش خیلی بهتر شده بود کلمات صمیمی مانه تری نشون می داد
ولی عصبانیتم اصلأ کم نمی شد
یهو شروع کرد غر غر کردن که چرا جای گازش با کرم مخفی کردم
منم عصبانی بودم بهش توپیدم
سعی می کرد بغض نکنه با صدای لرزون گفت
نابی: جونگ کوک...مگه چی گفتم ببخشید..
با همون عصبانیت جواب دادم
جونگ کوک: نابی چرا اینقدر مظلوم رفتار می کنی....من برات ارزش ندارم هان چرا اصلأ من آدم حساب نمی کنی
بغض کرد
نابی: جونگ کوک من هیچوقت مظلوم رفتار نکردم و اینکه من عشقم بهت واقعی بود ،هیچوقت تو رو بی ارزش ندیدم...و اینکه تو به من گفتی [ مگه نگفتم عاشقتم بست نیست] من هیچوقت ازت نخواستم الکی عاشقم باشی... ببخشید داشتم باهات شوخی می کردم اون حرف زدم بازم ببخشید
لبخند تلخی زد
چشمام رو هم کوبیدم خواستم آروم باشم
ولی با باز بست شدن در ماشین چشمام باز کردم
اهه نابی پیاده شد
در باز کردم دنبالش رفتم بیرون
داشت می رفت سر جام ایستادم و با صدای بلند داد زدم
جونگ کوک: نابی یییییییبی........
وایساد پشت سرش نگاه کرد
سریع پا تند کردم رفتم سمتش دستش محکم گرفتم و دنبالم خودم کشیدم
سوار ماشینش کردم
در ماشین قفل کردم
بغض کرده بود ولی عمرا بزارم دوباره ول کنه بره
یا برای منه یا برای هیچ کس
دیدگاه ها (۰)

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۹۰ [ویو جونگ کوک]جون...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۹۱ [ویو نابی]وقتی او...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۸۸[ویو نابی]نابی: نک...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۸۷ [ویو هیونگ سو]ناب...

رمان عشق و نفرت جنبه ندارید لطفاً نخونیدپارت۸ویو ات : ما رفت...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭⁴ می خوام وقتی رفتیم خونه ازش تشکر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط