{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۸۷
[ویو هیونگ سو]
نابی رفت گوشی برداشتم و
[مکالمه تماس]
هیونگ سو: حالش فهمیدی دیگه
جونگ کوک: واقعا بخاطر همچین چیزی ازم خجالت می کشه
هیونگ سو: نابی اینطوری دیگه
جونگ کوک: هوم.... ولی چرا به پرنسسم گفتی می گیرمت
هیونگ سو: چه اشکالی داره ... بعدشم دختر عمو خودم... ولی شوخی بود
مثل خواهرم هست برام
جونگ کوک: پسره سر تق.... آفرین فقط خواهر....شب بخیر
هیونگ سو: شب بخیر
[}پایان مکالمه {]
[ویو نابی]
رفتم داخل اتاقم نشستم شکلات خوردم
بعدش لباس عوض کردم
خوابیدم
[ویو صبح]
ساعت ۸ بلند شدم حاضر شدم رفتم طبقه پایین
نشستم روی کاناپه
که جونگ کوک زنگ زد
{مکالمه تماس}
جونگ کوک: صبح بخیر پرنسسم
نابی: صبح بخیر
جونگ کوک: اومدم جلوی خونتون بیا لطفاً
نابی: الان میام
رفتم پایین جونگ کوک بیرون ماشین ایستاده بود
به ماشین تکیه داد بود دستاش بغل کرده بود
دستاش باز کرد رفتم بغلش کردم
جونگ کوک: چقدر عاشق عطرتم پرنسسم
نابی: منم عاشق تو هم
محکم گونه اش بوسیدم
جونگ کوک: وای چقدر چسبید
اومد گونم گاز گرفت و بعد بوسید
دردم گرفت آخ
نابی: چرا اینقدر گاز میگیری
جونگ کوک: دلم خواست مزت بچشم
اومد اون یکی گونم محکم بوسید گاز گرفت و محکم بوسیدم


دیدگاه ها (۱)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟯-رفتم سمت اتاق انگار اتاقه لیا بود دیدم داره لباساشو د...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط