{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را من چشم در راهم نه مثل شعر نیمایی

تو را من چشم در راهم نه مثل شعر نیمایی
شباهنگام و در ماتم ، میان خواب رویایی
نه در شاخ تلاجنها ، نه در یک سایه سنگین
نه با یک قلب افسرده ، به زیر چرخ مینایی
تو را من چشم در راهم ، سحر پهلوی نیلوفر
کنار بستر شب بو ، تو هم از شرق می آیی
همیشه با خودم هستی ، میان چشم و در سینه
تو را هر لحظه می فهمم ، تو یک احساس زیبایی
عزیزم کاسه چشمم سرایت " وای که گفتم "
تمام هستیم از تو ، که تو یک قسمت از مایی
میان چشم پر اشکت ، تو غرقم کردی و رفتی
ولی من زندگی کردم ، در آن چشم اهورایی
دلم می خواهد از راهی که رفتی باز گردی
نه صبر و طاقتی مانده ، نه امیدی به فردایی
فقط این بار می پرسم ، جوابش را نمی خواهم
تو را من چشم در راهم " چرا آخر نمی آیی..................
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ تو را من چشم در راهمشباهنگامکه می‌گی...

آخرین بحث پارت ۸

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

P : 30

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

« تُرا من چشم در راهم » نه مثل شعر نیماییشباهنگام و در ماتم ...

تو را من چشم در راهم " نه مثل شعر نیمایی"شباهنگام و در ماتم ...

تو را من چشم در راهم " نه مثل شعر نیمایی"شباهنگام و در ماتم ...

« تُرا من چشم در راهم » نه مثل شعر نیماییشباهنگام و در ماتم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط