{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من part 20

عشق من part 20


ویو راوی

لیا رفت عقب سوار شه که هیسونگ نزاشت


_چیکار میکنی؟؟؟



+خب میخوام سوار شم دیگه




_بیا جلو





+اخه مامان بابات..



_خب اونا میرن عقب من قراره برونم



+عا باشه ولی فک کنم سالم نرسیم😁😁





_هی تو چی گفتی؟؟؟!!!





+هیچی بابا بیخیال ..عه اومدن





_بالاخره اومدن بعد میان به من میگن دیر حاضر میشه



=اهه هیسونگ غر نزن دیگه



/خیل خب بحث کافیه بریم سوار شیم که بریم




=باشه




بعد از نیم ساعت رانندگی بالاخره رسیدن به یه کلبه ای توی جنگل رسیدن



_عام بابا مطمعنی ادرس رو درست گفتی اخه چرا اینجا




/اره قراره امشبو اینجا بمونیم




=خب مرد زودتر میگفتی که چند تا وسیله هم با خودمون بیاریم!!!



/نگران نباش هرچی بیخواین داخل هست حالا بریم داخل



+اخ جونننن



_چیه چیشد یهو



+خب من جنگلو دوس دارم


+عاممم...مامان میگم میشه بریم یه دو و اطراف اینجا بزنیم؟؟؟؟لطفا؟؟



مامان و باباهمزمان:
نهههه!!!!!!


=لیا میدونم دس داری بری یه دور بزنی ولی الان شبه خطرناکه




/اره اتفاقا اینجا شکارچیا هم هستن ممکنه وقتی دارین راه میری اتباهی بهتون شلیک کنن



اینم پارت ۲۰
ببخشید اگه بد شده😔😔


حمایتتتتتتتت لطفا:)




#enhypen
دیدگاه ها (۲)

عشق من part 21همگی از ماشین پیاده شدن به سمت کلبه رفتن=واو ت...

عشق من part 22+خب مگه  بده؟؟؟_نه نه اتفاقا خیلی هم خوبه+خب پ...

تصور کن انهایپن وقتی رو گردنتو کیس مارک گذاشتن بیاین همه گی ...

عشق من part 19لیا رفت تو لباساشو پوشید از اونجایی که لوازم م...

عشق من part 15_مامان بسه دیگه= ببخشید پسرم ولی نمیشه ازش چشم...

عشق من part 23ویو لیاخب همچیم که تموم شد حاضر هم شدمفقط مومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط