{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من part 22

عشق من part 22


+خب مگه  بده؟؟؟




_نه نه اتفاقا خیلی هم خوبه



+خب پس بهونه نیار من میرم میزو بچینم


ویو راوی
لیا میزو چید و هیسونگ غذا رو حاضر کرد و توی این تایم مامان بابای هیسونگ بیدار شدن و اومدن سر میز



+صیح بخیر:)



/صبت بخیر دخترم


=صبت بخیر‌عزیزم


/به به چه بویی میاد



+بفرمایین بشینیم صبحونه حاضره


_البته من درستش کردم هااا



+خب بابا ایشششش


_امم خب صبحونتونو بخورین گه شب یه سوپرایز دارم براتون...البته برای لیاس



+چه... سوپرایزی( با دهن پر)



_عااا اسمش با خودشه نمیتونم بگم بت که البته شاید یه مامان و بابا بگم



+عهههع هیسونگ لج نکن دیگه!!!



_غذاتو بخور بچه حوصله ندارم بگم خودت میفهمی




+ایشششششش باشه



صبحونه تموم شد و داشتن ظرفارو جمع میکردن(دسگه خیلی گشادیم اومد توضیح اضافی ندادم😁😁)


=لیا عزیزم تو برو حاضر شو ما اینجا رو جمع میکنیم فقط یچیزی...


+بلع؟؟


=گوشتو بیار


=خودتو خوشگل کنی ها البته خوشگل هستی خوشگلتر بشی


+من دارم دق میکنم نمیشه به منم بگین لطفاااااا



=نه دیگه شب میفهمی همهچیو



+حیف شد ولی باشه


لیا رفت تو اتاق و نشست حاضر شدن و میکاپشو کرد و حاضر شد و موند لباسش که هیسونگ اومد داخل



_حاضر شدی؟؟؟



+عااام اره فقط...


_عا اره یادم رفت بیا اینم لباس

+مرسیییییییی




سلام به همگی
ببخشید بابت تاخیر ولی یه مشکلی برام پیش اومده بود هنوزم توش گیر کردم بخاطر همین اگ بتونم هفته ای یه روز براتون چند تا پارت اپ میکنم که جبران بشه

ببخشید واقعا دیگه نمیتونم هر روز فعالیت کنم 😔😔😂حمایتا کم نشه هاااااا
دیدگاه ها (۰)

اولن اینکه این سناریو کار هوش مصنوعی بود دومن اینکا خودم اد...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۸ ویو لیا ـنور ک...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

میدونین چیه؟🤓الان حتی از دخترک تنهای توی روبیکا هم تنها ترم🤣...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۱۱ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نوسنده اوین و اریل نمی دون...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط