pt

p.t ⁸

نونا :( این مادر خونده ی ا.ته ) خفه شو بکشیدش

و صدای شلیک کل فضا رو پر کرد

اون لحظه مادرو پدر کوک و کوک اونجا بودن ولی دیر رسیدن پدر کوک بعد از این جریان قصم خورد ک انتقام میگیره و این انتقام بزودی گرفته میشه


پایان فلش بک

کوک : این بود تمام جریان

زبونم بند آمده بود

ا.ت : بابام بابامو اون کشت یعنی

بغضم ترکید کوک توی بغلش جام داد اون تنها آدمی هست ک بعد از پدرو مادرم بم آرامش میده ولی اون ی خوناشامه و این منو میترسونه

ا.ت : کوک حق حق من من میخوام انتقام حق بگیرم حق حق


کوک : اشکاشو پاک کردم عشقم گریه نکن نگران نباش میگیریم

دوباره بغلم کرد


۲ ماه بعد

توی این دو ماه کوک تمام جریانو بم گفت و قبولش کردم

و امشب قراره انتقاممو بگیرم


دیرینگ دیرینگ

نونا : ها چته

ا.ت : درست حرف بزن ساعت ۱۱ تو این آدرس منتظرتم

غط کردم روش

.
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۰)

p.t ⁹شب با کوک و پدرش اونجا بودیم ک آمدش نونا : هان چته ...

p.t¹⁰به اسم هایون اون به سرعت بزرگ شد و با فلیکس پسر جک از...

p.t ⁷ ۳ سال بعد ویو ا.ت کوک واقعا تا الان سر قولش مونده ...

پادشاه من ♡ p.t ⁶ا.ت : 😳 ت تو چت شده کوک کوک : هیچی فقط ...

"سرنوشت "p,41....ویو خونه *.کوک : بجه ها من میرم بخوابم .......

"سرنوشت "p,45....اون دختر ... همه چیزش رویایی بود ...دیرینگ ...

سرنوشت "p,43...دست کوک رو گرفتم و با هم رفتیم توی پاساژ....ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط