{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...

خدایا...
تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم،
تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم،
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم،
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی!
دیدگاه ها (۳)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط