راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی
راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد من به همه چیز این دنیا دیــــــــــــــــــــــــــــــر رسیدم زمانی که از دست می رفت و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت چشم می گشودم همه رفته بودند مثل بامدادی که گذشت و دیر فهمیدم که دیگر شب است بامداد رفت رفت تا تنهایی ماه را حس کنی شکیبایی درخت را و استواری کوه را... من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم به حس لهجه بامداد و شور شکفتن عشق در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت من درد مشترکم مرا فریاد کن...!
- ۵۳۲
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط