{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راست می گفتند

راست می گفتند
همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
زمانی که از دست می رفت
و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت
چشم می گشودم همه رفته بودند
مثل " بامدادی " که گذشت
و دیر فهمیدم که دیگر شب است
" بامداد " رفت
رفت تا تنهایی ماه را حس کنی
شکیبایی درخت را
و استواری کوه را
من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم
به حس لهجه " بامداد "
و شور شکفتن عشق
در واژه واژه کلامش که چه زیبا می گفت
" من درد مشترکم "
مرا فریاد کن

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱۰)

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ ؛ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...ﭼ...

ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ! ﻭﻟﯽ .. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ:ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ ...

ﺷﻜﺴﭙﻴﺮﻣﻴﮕﻪ :ﺍﮔﻪ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﻓﺮﺯﻧﺪﻱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺍﺳﺒﺎﺏ...

سحر است... به محرابـ بگوییــد ...مُنتظــر نمانــد ...علـــےد...

شعری از زنده یاد فریدون مشیری در رثای احمد شاملو:راست می گفت...

راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی ات...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

راســـــــــــــــت می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی ات...

h behdarvandi:راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفا...

راست می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد من ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 8✦.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط