پرسید:به خاطر کی زنده هستی؟
پرسید:به خاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دلم میخواست با تمام وجودم داد بزنم به"به خاطر تو"
بهش گفتم:به خاطر هیچکس
پرسید:پس به خاطر چه زنده هستی؟
با اینکه دلم فریاد میزد"به خاطر تو"
با یک بغض غمگین گفتم:به خاطر هیچ چیز
ازش پرسیدم:تو به خاطر چی زنده هستی؟
در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود
گفت:به خاطر کسی که بخاطر هیچ،زنده است.
با اینکه دلم میخواست با تمام وجودم داد بزنم به"به خاطر تو"
بهش گفتم:به خاطر هیچکس
پرسید:پس به خاطر چه زنده هستی؟
با اینکه دلم فریاد میزد"به خاطر تو"
با یک بغض غمگین گفتم:به خاطر هیچ چیز
ازش پرسیدم:تو به خاطر چی زنده هستی؟
در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود
گفت:به خاطر کسی که بخاطر هیچ،زنده است.
- ۱.۹k
- ۰۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط