{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم كافي شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خ

امروز رفتم كافي شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم
..
.
.
.
.
.

هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم

هي بدبخت بیا که خواهرت با يه پسره تو کافي شاپ نشسته !

جاتون خالی همه دخترا فرار کردند .
دیدگاه ها (۷)

امروز یه خانم مسن رو سوار کردم،در آورد پول بده!گفتم بفرمایین...

ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺑﺎ ﮐﭽﻠﻪ ؟ ....ﻣﺎﺩﺭ : ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨ...

یه ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﺑﻪ ﻳﻪ پسره ﮔﻔﺘﻢمیای ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻳم؟ﮔﻔﺖ: جوابم ن...

ﺑﺮﻕ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﻦ ؟؟؟؟پسر : ﺑﻠﻪ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ؟ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﻣﻮﺕ ...

پارت ۱ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح_جونگکوک:با صدای الارم از خواب بل...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط