{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خزان های

خزان های
زیادی گذشته
حرف های نا گفته
زیادی داشتیم
و حتی باران ها نیمه کار ماند
تا عاشقی را
زود فراموش کنیم
ما مردمان
زود باوری هستیم
که با حرف باران عاشق می شویم
و با آمدنش
به خانه باز می گردیم !
دیدگاه ها (۷)

ای بغض فروخفته مرا مرد نگه دارتا دست خداحافظی اش را بفشارم

ذهن ما باغچه ایست،گل در آن باید کاشت.چه گلی بهتر از آیات خدا...

مولانا چه زیبا گفت :عزیزانم را ٬ نه در « قلبم » دوست میدارم ...

‌‌‌‌🕊‌ೋ✿࿐༻⃘⃕⃟ٜٖٜٖ 𖣦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

پاییز همچون خانه پدری می ماندآدم را به گذشته‌های دور میبردبه...

#روایت_جنوب #قسمت_سی‌_یکم 🌿🏴#اربعین_حسینی😔چرایی مظلومیت رزمن...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

رمان: فراموش شدهفصل ۳: آیینِ نمک و جنگلآدی که اطلاعات زیادی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط