{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...
نه میشه نوشتشون و نه میشه خوندشون...
همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم پچ پچ میکنن:
" فلانی که چیزیش نبود...
چی شد مُرد راستی؟! "
دیدگاه ها (۱۱)

آمده بود که بماندمیدانی خودش گفتقسم خوردقسم خورد که آمده ام ...

سلام بر زیبا رویی که روی زیبایش حالا برای دیگری ستببخش مرا ک...

خسته ام...خسته ام از هر چه به زور نفس کشیدن و نمردن که نامش ...

شما را به خدا آدم ها را به حدی از بغض نرسانید که بگویند " ای...

خواز اونجایی که ساسوناروعه تموم شد ولی من هنوز ایده هام ته ن...

پارت 6پادشاهی اژدها‌نمایان + مادر جنده_نگهبان کناری زانوش و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط