{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردهایم را لایک کردند و گفتند زیبا بود.نمیدانستم مگر درد

دردهایم را لایک کردند و گفتند زیبا بود.نمیدانستم مگر درد هم زیبا میشود؟هی رفیق مجازی من... نوشته هایم دست خودم نیست دلم مینویسد و من... فقط نگاه می کنم. به عبور روزهایم و دغدغه های فراموش شده ام... شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط ... اگر میفهمیدی... حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند!!!
دیدگاه ها (۴)

بر خاکی نشسته بودم ؛که خدا آمد و کنارم نشست !گفت : مگر کودک ...

بزرگی با شاگردش از باغی میگذشت.چشمشان به یک کفش کهنه افتاد ش...

هییسسسسسسس!!!!!!یواش ترخوشحالی کنید!!!!!!!!!!!شایدکسی پدر ند...

می آیم دردهایم را روی این صفحه ی مجازی مینویسیم....ولی هیچوق...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

"Silent Voice"پارت ¹¹توی راه خاکی که صاف شده بود قدم می‌زدند...

📖 آکادمی آستریاپارت هشتم | «حقیقتِ سایه‌ها»بعد از رفتن جک......

پروانه جان

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۹ روز جشن پایان سال بالاخره رسید.حیاط...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

داستان عاشقانه جدید

آخرین بحث پارت ۱۴

بعد از چند ساعت، فضای خانه آرام‌تر شده بود. اعضا دور میز نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط