عشقشمشیربازوخبرنگار

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار

part11

رومی درحال اشک ریختن و فریاد زدن بود که دختر از پشتش گفت
(علامت دختره&)
&جینو
رومی برگشت
دختری با موهای قرمز و آرایشی غلیظ و لباس باز بود
همان صدا بود
+تو؟خجالت نمیکشی؟؟
&چی؟
رومی به طرفش رفت و سیلی محکمی به او زد و فریاد زد
+خجالت نمیکشی به دوست پسر بقیه نزدیک میشی؟؟
دختر نگاهی به رومی کرد خواست به رومی حمله کند که جینو از رومی محافظت کرد
دختر فریاد زد
&جینو برو اونور
_حق نداری به نامزدم صدمه بزنی
&جینو
_چیه؟میخوای نامزدی ما رو بهم بزنی فکر نکنم بتونی چون این دختر عشق منه حالا از خونه من گمشو بیرون
دختر با عصبانیت خانه جینو را ترک کرد

جینو برگشت و نگاهی به رومی کرد
اشک هایی که گونه رومی را خیس کرده بودند را کنار زد

_تو وجود منی فکرشم نکن ترکت کنم

رومی نگاهی به جینو کرد

+ببخشید که بهت شک کردم
_اشکال نداره قشنگم

جینو رومی را در آغوش گرفت و موهایش را نوازش کرد

چند ماه گذشت جینو و رومی به سئول برگشتند

رومی به کلاسش رفت تا برای مسابقات آماده شود و جینو به خاطر رومی به قسمت اخبار ورزشی رفت

رومی بهترین شمشیر زن شد و جینو بهترین خبرنگار

همه از رابطه آنها خبر داشتند

عشق آنها بین مردم به نام عشق شمشیرباز و خبرنگار معروف بود

رومی دفترچه را بست
+جینو واقعا عاشقتم
_منم خیلی خوشحالم که خاطراتمون و نوشتی تا باهم بخونیمش
هر دو هم را در آغوش گرفتند و سریال محبوبشان را تماشا کردند

THE END .
دیدگاه ها (۰)

#سنگدلکاپل=رومی_جینوژانر=مافیا_عاشقانه_خشنعلامت ها= رومی+جین...

تولدت مبارک ماه من🌚💜

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار part10رومی گوشی را خاموش کردچشمانش ر...

#عشق_شمشیرباز_و_خبرنگار part9رومی خواست چیزی بگویید که صدایی...

part(8) 🤍rose white🤍13[April]2020گاهی عشق سکوت است، نگاهی که...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4جونگکوک سیلی به صورت دختر زد صورت دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط