چند شاتی جونگکوک🫦🍷

چند شاتی جونگکوک🫦🍷
نویسنده: ویکتوریا
part4آخر
y/n: جونگکوک بدنم درد میکنه.. نکن.. ای.. تو به خاطر اون همکار عوضی ببین بدنم رو چیکار کردی
jk:دورت بگردم پرنسسم..ببخشید.. واقعا ببخشید من نمیدونم چرا این کارو کردم.. واقعا نمیدونم.. الان چقدر درد داری؟
دختر با اشک گفت
y/n:کل بدنم کبوده.. میخوای چقدر درد داشته باشم
پسر لباس دخترک رو کمی بالا داد و کبودی ها سیاه بدن دختر رو دید.. بغض کرد و به خودش لعنت فرستاد
jk: م..من واقعا متاسفم
با ناراحتی گفت و دختر رو بغل کرد و سرش رو بوسید
دختر که قلبش از این همه مهربونی پسر داشت از جاش در میومد روی پای پسر نشست و سرش رو توی گردن پسر برد
y/n: عیب نداره پسر خوشگلم.. ولی قول بده دیگه کتک نزنی منو.. بشه؟
پسر ،دختر و بغل کرد و دستش رو بوسید
jk: قول میدم پرنسسم

the end
درخواستی؟
دیدگاه ها (۴۲)

پارت نهم صبح ویو جونگکوک: اووف چقدر بدنم درد میکنه هنوز خواب...

وقتی پریود میشه part 1

Part ²⁶ ویو لیلی نشستیم تو ماشین بوی ادکلن جونگکوک تو فضا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴بچه ها برای اینکه ...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...²با رفتن تو،جونگکوک هم برگشت ت...

برده عمارت جئون

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

p4

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 2صبح روز بعدجین پشت میز کارش نشسته بو...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 28یونگی که کنار دیوار ایستاده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط