{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

باورِ خاموشی در عمقِ وجودم زنده است؛ نه از آرامش، که از ف

باورِ خاموشی در عمقِ وجودم زنده است؛ نه از آرامش، که از فرسودگیِ صدا. از بس که فریاد زدم و پاسخی نیامد، سکوت را برگزیدم، تا دست‌کم خودم، خودم را بشنوم. خاموشی برایم دیگر پناه نیست، قبرستانی‌ست برای تمام حرف‌هایی که دیر گفته شدند. در دلِ این سکوت، صداهایی مانده‌اند که هر شب باز می‌گردند، زمزمه‌هایی که هیچ گوشِ زنده‌ای نشنید. حرف‌هایی که بر لب خشکیدند، مثل پرنده‌هایی که پرواز را فراموش کردند. دیگر نمی‌دانم این خاموشی از من محافظت می‌کند، یا آرام‌آرام مرا می‌بلعد؛ اما هنوز زنده است، همان‌جا، در عمقِ وجودم، مثل نوری ضعیف که نمی‌میرد، فقط از ترسِ دیده‌شدن، کم‌سو می‌تپد.




▪︎تو را در حافظه‌ام به یاد می‌آورم با نگاه نه‌چندان سردِ آذرماه که به صخره‌های قلبم می‌کوبد.
یک تابستان طولانی که چند روزی از پاییز را هم قرض گرفت٫ برای گرم کردن این حس ِ مرده کافی نبود.



𝟏𝟒𝟎𝟒𝟎𝟗𝟏𝟒
دیدگاه ها (۶۳)

در آغوشم بگیر، بدون آن که بخواهی اندوهم را برایت توضیح دهم.#...

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

گاهی همسرمان کم‌حرف نشده؛فقط یاد گرفته حرف زدن، همیشه امن نی...

کویر را نمیشود فقط دید

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

وارث ماه خاموش

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط