{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق ناخواسته

"فیک عشق ناخواسته"
پارت3
که اومد ا/ت انداخت رو کولش و با خودش به سمت ماشینش برد
ا/ت: ولم کن لعنتی
کوک: انقدر دست پا نزن
ا/ت: ولم کن
کوک ا/ت رو انداخت تو ماشین.
ا/ت: من با تو هیچ جا نمیام ماشین نگه دار و گرنه جیغ میکشم.
کوک: جرعت همچین کاری رو نداری.
ا/ت خواست دهنشو وا کنه که کوک سریع یه دستمال گذاشت رو دهنش بیهوشش کرد.
"ویوی کوک"
رسیدیم. پیاده شدم دختره رو بغل کردم. بردم گذاشتمش تو اتاق. گذاشتمش رو تخت. دختر خوشگلی بود. وااا من چی دارم میگم حتما خل شدم. از اتاق رفتم بیرون.
"ویوی ا/ت"
با سر درد از خواب بیدار شدم. یکم به اطرافم دقت کردم برام آشنا نبود. آخرین چیزی که یادمه اینه که اون مرتیکه منو بیهوش کرد. داشتم فک میکردم که یهو در باز شدو همون مرده اومد.
کوک: تو از این به بعد این جا خدمتکاری(سرد)
ا/ت: من اینجا کار نمی کنم.
کوک: وقتی من میگم می کنی(داد)
ا/ت: ب... اشش(با ترس)
از دادی که زد ترسیدم به خاطره همین قبول کردم.
کوک: قوانین خانم مین بهت میگه
که رفت بیرون. بعد چند دقیقه یه خانمی اومد تو تقریبا مسن بود
خانم مین: سلام دخترم من خانم مینم. تو از این به بعد اینجا خدمتکاری.
اینجا قوانینی داره:
1_ریئس رو ارباب صدا میزنی.
2_رو حرف ایشون حرف نمیزنی.
3_هرچی که بهت گفتن میگی چشم.
۴_بدون اجازه ی ارباب از عمارت خارج نمیشی.
5_همیشه باید آماده باشی.
"ویوی ا/ت"
اوهههههه😯چقدر قوانین داره .
ا/ت: چشم حتما اینا رو رعایت می کنم
خانوم مین: خوبه، راستی یادم رفت بهت لباس بدم تو برو حموم میدم یکی از خدمتکارا برات بیاره.
ا/ت: باشه....
دیدگاه ها (۴)

"فیک عشق ناخواسته" پارت۴"ویوی ا/ت" خانم مین رفت بیرون لباسام...

"فیک عشق ناخواسته" پارت۵"ویوی ا/ت" رفتم داخل که نیست یهو در...

"فیک عشق ناخواسته" پارت 2 "ا/ت" تو اتاقم نشسته بودم داشتم ط...

"فیک عشق ناخواسته" پارت 1 "ویوی کوک" نشسته بودم پشت میز کاز...

پارت ۱۷🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو جونگ کوک غذا سفارش دادم و ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط