{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p1
ساعت حدودا ۹ صبح بود. نور خورشید از بین پرده ها راه خودش رو به اتاق تهیونگ پیدا کرده بود.
۵ دقیقه ای میشد که تهیونگ بیدار شده بود. اما خسته تر از اونی بود که روزش رو شروع کنه.
کلی کار داشت که باید بهشون رسیدگی میشد، پس نمیشد تا ابد همونطوری روی تخت دراز بکشه و بی اهمیت نسبت به نور آفتاب به سقف خیره بشه؟

گوشی تهیونگ کمی اونور تر از تختش میلرزید. تهیونگ مطمئن بود گوشی رو روی سایلنت گذاشته، اما چطوریه که اون صداهای مزاحم هنوز هم شنیده میشدن؟
تهیونگ با بی حوصلگی نگاهی به گوشی انداخت. به سختی خم شد تا گوشی رو برداره. منیجرش بود. ۱۷ تا میسکال روی خط تهیونگ افتاده بود و همش از طرف منیجرش بود.
تهیونگ آروم انگشت کشیدش رو روی صفحه گوشی کشید و با صدای آروم و بمش جواب داد:« بله؟»
- مرد حسابی چرا جواب نمیدی؟ اون کاغذ کوفتیو امضا کردی و فکر می‌کنی میتونی هر موقع خواستی نسبت به تماس هام بی تفاوت باشی؟
تهیونگ توقع همچین چیزی رو داشت. دیگه براش عادی شده بود:« خواب بودم، کارتو بگو. »
- همین؟ خواب بودی؟ رو اون کاغذ کوفتی نوشته بود باید از ساعت ۵ صبح تمرین کنی و تو تا ۹ خواب بودی؟
تهیونگ با بی تفاوتی جواب داد:« آره درسته خواب بودم. کارت رو بگو آقای پارک. »
- قرار بود امروز ساعت ۸ و ۳۷ دقیقه ی صبح یه آپدیت از خودت توی باشگاه ، توی اینستاگرام بذاری. اکانتت خاک گرفته. نه اینستاگرامت رو چک می‌کنی نه تیک تاک و نه ویورستو! امروز همشونو چک‌ کن و توی اینستاگرام آپدیت بده.

آقای پارک این رو گفت و گوشی رو روی تهیونگ قطع کرد.

شرایط:
۳۰ لایک ۱۰۰ کامنت ۱۰ بازنشر
دیدگاه ها (۶۱)

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p2 تهیونگ آهی کشید از جاش ...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p3تهیونگ نمی‌تونستم رقصیدن...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡خب خب، سلام سلامم یه فیک ج...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p42این پارت رو تو کامنتا بخونید. شرایط۸۰ لایک ۲...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p10همون خانم مسن مو نقره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط