bear town
bear town
part 13
ا/ت
بچها الکل میخوردن
آنا آهنگ میزاشت و همه میرقصیدن
بنی هم هرزگاهی یک قلپ میخورد و منو میبوسید
منم خودمو با تنقلات و نوشیدنی ها (غیر الکلی) سرگرم میکردم
اینقدر الکل خوردن که بوی گندشون همه جا رو گرفت (غیر از بنی)
منم عوقم گرفت و تو دریاچه بالا آوردم
پس همه الکل اینا رو جمع کردن و گرم صحبت شدن
*خونه*
بنی؛ امروز خیلی خوش گذشت
ا/ت:.. من هنوز تو شک..بچه هستم
هنوز عروسی هم نکردیم
بنی: اشکالی نداره که
ا/ت: آخه..
بنی: بچه رو نمیخوای؟!
ا/ت: نه نه نه..اصلا هم اونطوری که تو فکر میکنی نیست فقط..احساس میکنم به اندازع کافی با هم نبودیم
بنی: ۲۵ سال دوستی..کافی نیس؟! *پوزخند*.. از کلاس اول تا الان که ۲۶ سالمونه
ا/ت: خنده* خیلی بابا کافیه
بنی: *بوسیدن پیشونی ا/ت* دیگه بریم بخوابیم
ا/ت: باشع
part 13
ا/ت
بچها الکل میخوردن
آنا آهنگ میزاشت و همه میرقصیدن
بنی هم هرزگاهی یک قلپ میخورد و منو میبوسید
منم خودمو با تنقلات و نوشیدنی ها (غیر الکلی) سرگرم میکردم
اینقدر الکل خوردن که بوی گندشون همه جا رو گرفت (غیر از بنی)
منم عوقم گرفت و تو دریاچه بالا آوردم
پس همه الکل اینا رو جمع کردن و گرم صحبت شدن
*خونه*
بنی؛ امروز خیلی خوش گذشت
ا/ت:.. من هنوز تو شک..بچه هستم
هنوز عروسی هم نکردیم
بنی: اشکالی نداره که
ا/ت: آخه..
بنی: بچه رو نمیخوای؟!
ا/ت: نه نه نه..اصلا هم اونطوری که تو فکر میکنی نیست فقط..احساس میکنم به اندازع کافی با هم نبودیم
بنی: ۲۵ سال دوستی..کافی نیس؟! *پوزخند*.. از کلاس اول تا الان که ۲۶ سالمونه
ا/ت: خنده* خیلی بابا کافیه
بنی: *بوسیدن پیشونی ا/ت* دیگه بریم بخوابیم
ا/ت: باشع
- ۶.۰k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط